چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
ღ♥ღ
فرياد دوستت دارم را
ღ♥ღ
ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند
ღ♥ღ
پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.
ღ♥ღ
دوستت دارم فردای دیروزت را رها کن
ღ♥ღ
دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد
ღ♥ღ
تا با هم امروز را زندگی کنیم
به غم کسی آسیرم که ز مـن خبــــــــــر نــــــدارد
عجب از مـحبت مـــــن که بــــه او اسر نــــــدارد
غلط است هــــــر که گــــوید دل بــه دل راه دارد
دل من ز غصه خــــون شد دل او خبـــــــر ندارد
بنام خدايي که براي قلب دوست و براي اثبات دوستي اشک را افريد
ساده ام ـ عاشقم پر از دردم مثل یک گرد باد ولگردم باقی حرفها بماند بعد مادرم گفته زود برگردم دل محو لباس طوسی رعنا بود در حسرت دیده بوسی رعنا بود یک هفته پیش گفت که با هم باشیم امشب شب عروسی رعنا بود
گر دنياي ما دنياي سنگ است
بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است.....
اگر دنياي ما دنياي درد است
بدان عاشق شدن از بهر رنج است......
اگر عاشق شدن پس يک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص
نمي گويم فراموشم مکن هرگز،ولي گاهي به ياد آور، رفيقي را که مي داني نخواهي رفت از يادش
دفتر عشـــق كه بسته شـد ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکونده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
دوستت ندارم به اندازه دنیا چون یه روز تموم می شه دوستتت ندارم به اندازه دریا چون یه روز خشک می شه دوستت دارم به اندازه روت که کم نمی شه غروب مژده بیداری سحر دارد غروب از نفس صبحدم خبر دارد مرا به خویش بخوان همنشین با جان کن مرا به روشنی آفتاب مهمان کن
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم بی تو من اسیر دست آرزو های محالم یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش .دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم
شب را دوست دارم بخاطر تاريکی....
تاريکی را دوست دارم بخاطر تنهايی...
تنهايی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ...
فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو...
تو را دوست دارم بخاطر چشمانت...
چشمانت را دوست دارم بخاطر قطرات اشکی که ميدانم بر سر مزارم خواهی ريخت چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ كس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی كه از كنارم گذشتی... و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟؟؟
هميشه عاشق کسي باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ! چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود
نويسنده : فداحسین هزازه | تاریخ : شنبه سوم آذر 1386
من بی تو می میرم
فردا که خواهی رفت،
فردا که روز آخرین دیدارمان است،
فردا که بامن می کنی بدرود،
می ایستی غمگین و می گویی:خداحافظ
من بی تو فردا را چسان خواهم؟
من روزهای بی تو بودن را وتنها نشستن را
و غمگین گریه کردن را چرا خواهم؟
فردا که خواهی رفت،
فردا که روز آخرین دیدارمان است.
من بی تو می میرم
بی تو چو ماهیان دور از آب می میرم.
و در بستر مرگ آرام می گیرم.
سین عزیزم دوستت دارم
دستت را به من بده تا از تاریکیها نترسیم
دستم را بگیر تا از آتش بگریزیم
آنانکه همه سوختند
تنها بوده اند.
بنام حضرت دوست که هر چی دارم از اوست
سلام به همه دوستان گلم و قندم
لبی تندور بیشینم روی در روی تو
دو سه بوسه بی گیرم از غل روی تو
شیرین از گل کده نازک لبهاشی
مرا بیر یو کده ناز و ادایشی
شینیدم لش کده ناخن قد داس
ده جان سنگ چو پ درد و بلاشی
عزیز بیا کناری من باعث افتخار من
گر چی دردی تواز من همیشه در کنار من
سلام به عزیزی دلم
سلام ای بی وفا وقت بود که تو همیشه با من هم درد بودی حال بی خبر از پیش من رفتی و بدون خدا حافظی.... ولا! این رسم عشقی نیست چرا مرا اینجا تنها گذاشتی مگر من با تو چی کار کرده بودم